حسين بن حسن خوارزمي
601
شرح فصوص الحكم
فاتّقيت الحديد بالحديد . يعنى : حق - سبحانه و تعالى - نرم نساخت آهن را در دست داود - عليه السّلام - مگر از براى دروع واقيه كه محافظت مىكند از عدو ، تا تنبيه الهى باشد كه هيچ نگاه داشته نمىشود مگر به نفس او ، از آن كه با زره از سنان نيزه و شمشير و كارد و پيكان نگاه داشته مىشود ، پس تو آهن را به آهن نگاه داشتى و به تعرض بدنت نگذاشتى . فجاء الشرع المحمدي بأعوذ بك منك . يعنى : چنانچه از آهن به آهن نگاه داشته مىشود ، همچنين حضرت خواجه - عليه السّلام - فرمود : « از تو هم به تو پناه مىگيرم » . از تو به تو گر نگريزم چه كنم پيش كه روم قصه به دست كه دهم فافهم ، فهذا روح تليين الحديد فهو المنتقم الرحيم . يعنى : آن چه ذكر كرديم ، نرم ساختن آهن اشارت است به تليين قلوب قاسيه ، و حق - سبحانه و تعالى - آهن صورى را نرم ساخت تا آهن از او مندفع شود ، چنان كه رسول - صلَّى الله عليه و سلَّم - گفت : « خدايا از عذاب تو به عفو تو پناه مىگيرم و از سخط تو ، به پناه رضاى تو مىدرايم و از تو هم به تو مىگريزم » . و اين روح تليين حديد و معناى اوست از آن كه حق هم منتقم است و هم رحيم . پس استعاذه از اسم منتقم به اسم رحيم بايد كرد تا از او هم به دو گريخته باشى ، و از صولت قهر و انتقامش به دامان لطف و مرحمتش آويخته . حسين را چو پناهى به غير جانان نيست چو دوست قهر كند هم به دوست بگريزد و الله الموفق . و حضرت الهى است توفيق دهنده بر اين استعاذه ، و اطلاع بر اسرار نامتناهى [ موهبت اوست ] ، لا جرم آنان كه سرگشتهء باديه اين جست و جويند ، شايد كه در مخاطبه گويند ، بيت : اى لطف تو قفل عقدها بگشاده جود تو مراد سايلان را داده غير از تو ندارم من افتاده ز پا اى فضل تو دستگير هر افتاده